|
خداجون ! متشکریم که چشم دادی بهمون
نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ... ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ... کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ... کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم و دردهایم را به گوش تو میرساندم... نبود تو در کنارم عاشقی برایم عذاب است میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم... کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم... میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ... انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ... شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي ! تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد! تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛ هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... ! براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!! از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم
سلام به عشق نازنین خودم. سانازي نمی دونم چرا هر چی بیشتر باهات حرف میزنم بیشتر دلم برات تنگ میشه و دلتنگ تر از قبل میشم نمي دانم چه گرمي كرده اي با دل نهان از من كه تا غافل شوم از وي دوان سوي تو مي آيد
خسته شدم ميخوام در آغوش گرمت آرام گيرم خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم بس كه زندگی ترس آور را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندند خسته شدم بس كه تنها دويدم، اشك گونه هايم را پاك كن و به پيشانيم بوسه بزن... ميخواهم با تو گريه كنم... خسته شدم بس كه تنها گريه كردم. ميخواهم دستهايم را به گردنت بياوريزم و شانه هايت را ببوسم سانازم تو همه دنیای منی
آری ! یکی را دوست میدارم ، آن را احساس کردم در قلبم یکی را دوست میدارم ! همان فرشته ای که در نیمه شب عشق به خوابم آمد و مرا با یکی را دوست میدارم ! همان کسی که هر شب قصه لیلی و مجنون در گوشم او برایم مانند یک آسمان است که همیشه بالای سرم چشمهای من هم از دلگیری او بارانی می شود پس بمان ای کسی که تو را دوست میدارم ! می خواهم با تو تا آخرین نفس بمانم!!! سیما
عاقبت ترا گردن اویز خویش خواهم کرد و بدان من داربست تاکستان سینه های پر از شرابت هستم مستم کن که تا ابد استوار باشم....(تقدیم به عشق نازنینم سیما)
سلام به دوستان عزیز، خوبین که ایشالله ؟ منو عشق مهربوونم خوبیم ، کسای که قبلا وبمونو دنبال میکردن اگه یادتون باشه سانازم یه مدتی نت نمی تونست بیاد ولی خدا رو شکرانه از این به بعد هفته ای یه بارم که شده میاد و اپ میکنه(سانازم از این بابت خیلی خیلی خوشحالم)هر چند واسه من خیلی خیلی کمه ولی بازم خدا رو شکر همینم خوبه ، اینجوری انگیزه منم واسه اپ کردن بیشتره همین که بدونم عشقم میاد نوشته ها مو میخونه خودش کلی, زندگی من بیشتر از بیشتر دوستت دارم و بــــــــــــــــــــــرات میمیـرم. به تو می اندیشم ای سرا پا همه خوبی تک وتنها به تو می اندیشم همه وقت همه جا،من به هر حال که باشم به تو می اندیشم تو بدان ،این را تنها تو بدان تو بمان با من ، تنها تو بمان جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب من فدای تو ،به جای همه گلها تو بخند من به همین یه نفس از جرعه جامم باقیست اخرین جرعه جام تهی را تو بنوش پاسخ چلچله ها رو تو بگو قصه ابرو و هوا رو تو بخوان تو بمان با من تنها تو بمان سانازم تو را به اندازه تمام کسانیکه نشناختم دوست می دارم تو را به اندازه تمام کسانیکه دوست ندارم دوست می دارم
سلام عشق من خوبی جیگرم؟
سیما جونم من اومدم خیلی دلم برات تنگ شده بود
یه سلام خیلی گرم هم دارم خدمت تمامی دوستانی که در نبود من سیما جونمو تنها نذاشتن
سیما جونم به خاطر زحمتی که کشیدی مرسی جیگرم
دیگه تنهات نمیذارم جوجوی خوشگل خودم
تمام چیزهایی که او گفت All The Thing She Said تمام چیزهایی که او گفت All the things she said احساس می کنم همه چیز را از دست داده ام I feel totally lost فقط به این خاطر است که It's only because چشمانم را باز نموده ام Has opened my eyes چنین اتفاق قافل گیر کننده ای را Such a perfect surprise به پرسش از خود ادامه می دهم I keep asking myself می اندیشم که چطور ممکن است wondering how اما نمی توانم تو را به دور از خود نگهدارم but I can't block you out به جایی که فقط تو و من هستیم where it's just you and me من دارم دیوانه می شوم (روسی) [ya sash la sooma ] احساس می کنم که در انزوا گرفتار شده ام feeling cornered and rushed اما من او را خیلی می خواهم but I want her so much جایی که خورشید و باران where the sun and rain تمام خجالت ها را می شویم و دور می کنم wash away all the shame نگران من نباش don't worry me او چه احساسی نسبت به من دارد what she's feeling for me می توانم بر فراموشی سعی کنم I can try to forget ذهنم را از دست می دهم going out of my head (T.A.T.U) سلام یه چند مدتی نبودیم یعنی وبمون مشکل پیدا کرده بود باز نمیشد دیدیم خیلی طولانی شد حالا حالاها درست بشو نیست حذفش کردیم تا بتونیم دوباره همین ادرسوداشته باشیم ...! "سیما"
|
About![]()
دو همجنسگرای واقعی ساناز و سیما
Home
|